بایگانی برچسب: s

تفاوت نظریه خاکستری و منطق فازی

 

۱-درجه خاکستری برای کل مجموعه تعریف می‌شود اما فازی بودن برای هر عضو خاص آن مجموعه تعریف می‌شود.

۲-بازه یک عدد خاکستری محدوده‌ای برای مقدار در زیر قرار گرفته یک عدد سفیدمی باشد. از این رو برای موضوع خودش است. بازه مجموعه فازی بازه‌ای راجع به حیطه عضویت آن است و به طور مستقیم بازگو کننده موضوع خودش نیست.

۳-رابطه و  در مجموعه فازی بازه‌ای به معنای روابط عضویت میان دو مجموعه فازی با اعضای یکسان است. اما در صورتی که  را مجموعه خاکستری در نظر بگیریم آنگاه  و  در مجموعه خاکستری روابط میان عناصر دو مجموعه خاکستری با اعضای متفاوت را نشان می‌دهد.

۴-خاکستری بودن در مجموعه‌های خاکستری نشان دهنده ناقص بودن آگاهی در مورد داده‌ها است. عضویت در مجموعه‌های فازی نشانگر اندازه باور و اعتقاد در بعضی مفاهیم است. ۵-هنگامی که آگاهی درباره عدد خاکستری بدست می‌آوریم آن عدد سفید و دقیق می‌شود. منطق فازی عدم قطعیت را نشان می‌دهد و اطلاعات بیشتر به ما این اجازه را می‌دهد که درباره مقدار عضویت مطمئن‌تر شویم. در مورد مجموعه‌های فازی بازه مقدار، بازه‌های باریک سرانجام ممکن است یک بازه صفر و بنابراین یک مقدار عضویت دقیق شوند. اما موضوع آن همچنان فازی است.

۶-هر موضوعی که در ریاضیات فازی مورد مطالعه قرار می‌گیرد دارای مفهومی واضح و دامنه‌ای غیرقطعی است. نظریه سیستم‌های خاکستری به عنوان بسط یافته نظریه فازی برای مطالعه مسایلی با نمونه‌های کوچک و اطلاعات ضعیف مناسب است. نظریه سیستم‌های خاکستری بر مطالعه موضوعاتی تمرکز دارد که دارای محدوده و بازه مشخص و ماهیت غیرقطعی هستند.

نظریه سیستم های خاکستری۱

تاریخچه کلی تئوری سیستم های خاکستری

شکل گیری سریع و رشد تئوری های جدید علمی به یکی از قسمت های مهم علم و تکنولوژی نوین بدل شده است. برای مثال، از سال۱۹۴۰ تئوری سیستم هایی چون فناوری اطلاعات، ریاضیات فازی، سایبرنتیک، سینرژیک، تئوری محدودیت، تئوری بی نظمی، سیستم های دینامیکی و بسیاری تئوری های دیگر ارائه شده اند. تئوری سیستم های خاکستری هم از جمله این تئوری ها است که در ابتدای دهه ۱۹۸۰ ارائه شد.

در سال۱۹۸۲، پروفسور جولانگ دنگ اولین نقاله تحقیقی خود را در ارتباط با مفاهیم و تئوری خاکستری در مجله بین المللی کنترل و سیستم ها تحت عنوان مسائل کنترل سیستم های خاکستری به چاپ رسانید. انتشار این مقاله نقطه آغازین و تولدی برای تئوری سیستم های خاکستری پس از سال ها مطالعه و تحقیقات گذشتگان بود. این تئوری به سرعت مورد توجه مراکز علمی- دانشگاهی، تحقیقاتی و کاربردی قرار گرفت. بسیاری از اساتید برجسته جهان و حتی سردبیر مجله و استاد دانشگاه هاروارد و بسیاری از صاحب نظران دانشگاهی به تحسین این تئوری پرداخته و نظرات خود را بیان کردند. در مدت کوتاهی قریب به دو دهه، تئوری سیستم های خاکستری به سرعت رشد و گسترش یافت و به طور گسترده ای در ارزیابی، مدل سازی، پیش بینی، تصمیم گیری و کنترل به کار گرفته شد و نتایج قابل توجهی نیز ارائه کرد.

-جایگاه تئوری سیستم های خاکستری در علوم بین رشته ای

بر اساس دیدگاه های مختلفی که افراد در طول زمان درباره یک واقعیت کسب می کنند، می توان صرف نظر از این که آن واقعیت چیست، راه های مختلفی برای شناخت و دسته بندی آن معرفی کرد. براساس توانمندی های بشری مانند حافظه، تصور و قضاوت فرانسیس بیکن به این نتیجه رسید که علم را می توان به سه دسته تقسیم بندی نمود: تاریخ، هنر و فلسفه. بعدها دانشمندانی چون هگل و انگل(۱۹۷۱) دسته بندی های دیگری از علوم ارائه نمودند. پروفسور گوان در سال۱۹۸۱ در کتاب کلیات علوم می نویسد که علوم و تکنولوژی را می توان به علم طبیعی، علم اجتماعی و علم اندیشیدن تفکیک نمود. پروفسور چین در سال ۱۹۸۸ بیان می کند که علوم را می توان به چند بخش تقسیم نمود: علوم طبیعی، علوم اجتماعی، علوم سیستمی، فلسفه، علوم انسان شناسی و علوم ریاضیات. سپس هر یک از این بخش ها را به سه گروه علوم پایه، علوم فنی و علوم مهندسی تقسیم می نماید.

سیفنگ لیو در کتاب اطلاعات خاکستری از منظر تئوری سیستم های خاکستری، مسایل علمی مختلف را بر اساس پیچیدگی و عدم قطعیت آن دسته بندی می کند؛ سپس متدلوژی های مختلف برای مواجهه با آنها را مشخص می کند. با این روش جایگاه تئوری سیستم های خاکستری را در ارتباط فی ما بین علوم مشخص می کند

۱-   پیچیده نیمه قطعی(تئوری سازماندهی فردی)

۲-   قطعی نیمه پیچیده(تحقیق در عملیات)

۳- ساده نیمه قطعی(تئوری منطق و شهود)

۴- غیرقطعی نیمه پیچیده(تئوری سیستم های خاکستری)

۵- پیچیده قطعی(تئوری سیستم های عمومی)

۶- پیچیده غیرقطعی(ریاضیات غیر خطی)

۷- ساده غیرقطعی(ریاضیات فازی،آمار واحتمالات)

۸- ساده قطعی(ریاضیات)

در نتیجه می توان گفت که در مقایسه با آمار و احتمالات و ریاضیات فازی که با مسائل ساده و عدم قطعیت رو برو هستند، تئوری خاکستری به دلیل مواجهه با مسائل نیمه پیچیده و غیرقطعی از جایگاه بالاتری برخوردار است و به منظور حل مسائل پیچیده در شرایط عدم قطعیت می توان از ریاضیات غیر خطی بهره برد.